خانه
ثبت نام / ورود
ماینر ها
ژنراتور
سبد خرید

امکان دارد بلای سال 1399 باز هم به جان بورس بیفتد؟


امکان دارد بلای سال 1399 باز هم به جان بورس بیفتد؟ | ایران ماین

به گزارش ایران ماین روزنامه ایران نوشت: ولی پشت رکوردهای تازه شاخص، یک پرسش جدی قرار دارد: آیا بورس پس از چند سال عقب‌ماندگی در حال بازگشت به نرخ واقعی خود است یا توسعه نرخ‌ها بار دیگر از توان سودسازی کمپانی‌ها جلو زده است؟کارایی بورس در ماه گذشته، مرداد ۱۴۰۵ را به نهمین ماه پربازده تاریخ بورس تهران از نظر بهره‌وری ماهانه شاخص کل تبدیل کرد.

روند صعودی در هفته‌های ابتدایی شهریور نیز ادامه یافت و شاخص کل در روزهایی مانند هفتم شهریور، با توسعه بیش از ۲ درصدی از مرز ۶.۵ میلیون واحد عبور کرد و رکوردهای تازه‌ای بر جای گذاشت.
هرچند افزایش شاخص برای سهامداران خبر خوشی تلقی می‌شود، ولی سرعت توسعه بازار و ورود نقدینگی حقیقی، دلواپسی‌هایی را نیز راجع به احتمال شکل‌گیری رفتارهای هیجانی ایجاد کرده است؛ دلواپسی‌ای که خاطره افزایش و ریزش تاریخی بورس در سال ۱۳۹۹ را دوباره به ذهن بسیاری از سرمایه‌گذاران آورده است.

توسعه شاخص و سایه تجربه ۱۳۹۹
توسعه تند شاخص کل در هفته‌های گذشته، مقایسه با سال ۱۳۹۹ را دوباره به یکی از بحث‌های اصلی بازار تبدیل کرده است. با این حال، رئیس نهاد بورس و شماری از کارشناسان بازار سرمایه معتقدند وضعیت فعلی از نظر لایه ارزندگی سهام، متغیرهای ارزی، نسبت نرخ به سود کمپانی‌ها و ساختار ابزارهای مالی با آن دوره تفاوت دارد. با این حال، ورود سریع پول حقیقی به بازار می‌تواند ریسک تصمیم‌های شتاب‌زده را بالا رفتن دهد. برآوردهای فعالان بازار از ورود حدود ۳۳.۷ هزار میلیارد تومان پول حقیقی به سهام در مرداد حکایت دارد؛ رقمی که نشان می‌دهد توجه سرمایه‌گذاران خرد به بازار سهام بالا رفته است. در بعضی روزهای معاملاتی نیز ورود پول حقیقی و نرخ خرید و فروش به سطوح کم‌سابقه‌ای رسید. با این حال، برای تحلیل این رقم ها باید میان نرخ خرید و فروش کل بازار و نرخ خرید و فروش خرد سهام تفاوت قائل شد. بخشی از نرخ خرید و فروش می‌تواند به جابه‌جایی واحدهای صندوق‌ها، اوراق و ابزارهای دیگر مربوط باشد و لزوماً به معنای ورود مستقیم نقدینگی تازه به سهام نیست. از سوی دیگر، بالا رفتن نرخ خرید و فروش زمانی می‌تواند نشانه‌ای مثبت تلقی شود که با توسعه متوازن صنایع، بالا رفتن عمق بازار و بهبود وضعیت سودآوری کمپانی‌ها همراه باشد.

نرخ ریالی بازار سهام نیز با توسعه نرخ‌ها بالا رفته، ولی سنجش نرخ دلاری بورس به دلیل تعدد نرخ‌های ارز در اقتصاد ایران، بدون مشخص کردن نرخ مبنا و دامنه بازار مورد بررسی، قابل استناد دقیق نیست. به همین دلیل، مقایسه نرخ دلاری بازار امروز با سال‌های گذشته باید با احتیاط انجام شود. مسیر بورس در نیمه دوم سال نیز به مجموعه‌ای از متغیرها وابسته است؛ از تورم و نرخ ارز گرفته تا سیاست‌های پولی، نرخ بهره، وضعیت سودآوری کمپانی‌ها، نرخ‌های جهانی و ریسک‌های سیاسی. بنابراین، نمی‌توان صرفاً بر پایه توسعه شاخص یا تورم، ادامه افزایش بازار را قطعی دانست.
 
پول از بازارهای راکد به بورس آمد؟
یکی از دلایل مورد اشاره کارشناسان برای توسعه اخیر بورس، نزول جذابیت کوتاه‌مدت بازارهای موازی است. بازار مسکن به دلیل توسعه شدید نرخ‌ها و هزینه بالای ورود، نقدشوندگی پایین و رکود خرید و فروش، برای بخش بزرگی از سرمایه‌گذاران خرد دسترس‌پذیر نیست. بازار خودرو نیز با ریسک‌های سیاست‌گذاری و فاصله نرخ کارخانه و بازار مواجه است؛ در بازار ارز و طلا نیز پس از دوره‌های پرنوسان، بخشی از سرمایه‌گذاران با احتیاط بیشتری معامله می‌کنند. در مردادماه، بورس از نظر بهره‌وری از بسیاری از بازارهای موازی پیشروی کرد. فاصله بهره‌وری بازار سهام با طلا، ارز و مسکن، جذابیت سهام را برای بخشی از سرمایه‌گذاران بالا رفتن داد و در جابه‌جایی بخشی از نقدینگی نقش داشت. با این همه، مقایسه بورس با بازارهای رقیب نباید به یک نسخه کلی برای سرمایه‌گذاری تبدیل شود. مسکن از محل بالا رفتن نرخ و درآمد اجاره بهره‌وری ایجاد می‌کند، طلا و ارز بیشتر نقش پوشش ریسک تورمی دارند و بازده بورس نیز از دو بخش تغییر نرخ سهام و سود نقدی تشکیل می‌شود. لایه ریسک، افق سرمایه‌گذاری، نقدشوندگی و میزان سرمایه مورد نیاز در هر یک از این بازارها متفاوت است. در واقع، ورود منابع از بازارهای موازی به بورس زمانی می‌تواند پایدار باشد که سرمایه‌گذار نه صرفاً به دنبال نوسان کوتاه‌مدت، بلکه متکی بر تحلیل کارایی کمپانی‌ها وارد بازار شود. اگر پول واردشده تنها با انتظار توسعه روزانه شاخص حرکت کند، با اولین نشانه‌های اصلاح، احتمال خروج سریع آن نیز وجود دارد. به همین دلیل، کیفیت نقدینگی واردشده به بازار به اندازه حجم آن اهمیت دارد.

اصلاحات ارزی و بازگشت سهام از نرخ‌های پایین
همایون دارابی، کارشناس بازار سرمایه، توسعه اخیر را حاصل مجموعه‌ای از عوامل بنیادی و روانی می‌داند. او می‌گوید: «بازار پیش از جنگ و از بهمن‌ماه ۱۴۰۴ وارد روند نزولی شد و نرخ بسیاری از سهام به زیر سطوح تعادلی رسید. از سوی دیگر، اصلاح نرخ‌گذاری دستوری و تغییرات ارزی به نفع بنگاه‌ها بود، ولی اثر کامل آن هنوز در صورت‌های مالی کمپانی‌ها منعکس نشده بود.» به گفته او، بازگشت نرخ‌ها از سطوح پایین، همراه با اصلاحات ارزی و آرامش نسبی بازار، زمینه توسعه شاخص را فراهم کرد. دارابی معتقد است اختلاف بهره‌وری بورس با بعضی بازارهای موازی نیز در ورود بخشی از منابع به بازار سهام مؤثر بوده است. او با این حال به سرمایه‌گذاران هشدار می‌دهد که توسعه شاخص نباید به تصمیم‌گیری احساسی منجر شود. به گفته دارابی، «در یک بازار صعودی نیز امکان دارد سهام نامناسب خریداری شود» و سرمایه‌گذاران باید بویژه در استفاده از توصیه‌های منتشرشده در فضای مجازی احتیاط کنند.

چرا شرایط با سال ۹۹ فرق دارد؟
فردین آقابزرگی، کارشناس بازار سرمایه، نیز معتقد است شرایط فعلی را نمی‌توان به‌سادگی با سال ۱۳۹۹ مقایسه کرد. او می‌گوید:«لایه بهره‌وری و نرخ‌گذاری بازار در شرایط فعلی با سال ۹۹ تفاوت دارد. در آن دوره، توسعه بازار بسیار شتاب‌زده‌تر بود، ولی اکنون بسیاری از سهام پس از یک دوره افت و عقب‌ماندگی مورد توجه قرار گرفته‌اند.» آقابزرگی نقش متغیرهای ارزی و اثر آنها بر فروش و سود اسمی کمپانی‌ها را نیز مهم می‌داند. 
البته بالا رفتن درآمد ریالی کمپانی‌ها الزاماً به معنای بهبود حاشیه سود آنها نیست؛ زیرا هزینه مواد اولیه، انرژی، تأمین مالی و محدودیت‌های تولید نیز می‌تواند سودآوری بنگاه‌ها را تحت فشار قرار دهد. او با اشاره به تفاوت ماهیت بازارها می‌افزاید: «سرمایه‌گذاری در سهام، در کنار نوسان نرخ، می‌تواند از محل سود نقدی نیز بازده ایجاد کند، ولی این بازده تضمین‌شده نیست و همه سهام نیز همزمان و به یک اندازه توسعه نمی‌کنند.»

ابزارهای جدید و ضرورت سرمایه‌گذاری غیرمستقیم
روح‌الله حسینی‌مقدم، دیگر کارشناس بازار سرمایه، دلیل اصلی توسعه بازار را در «نرخ‌های نسبی» و فاصله میان نرخ دارایی‌ها با نرخ معاملاتی بعضی سهام می‌داند. به باور او، اخبار صنایع، چشم‌انداز اصلاحات اقتصادی و بالا رفتن امید به بهبود وضعیت کمپانی‌ها در شکل‌گیری روند اخیر مؤثر بوده است. حسینی‌مقدم همچنین به گسترش ابزارهای مالی نسبت به چهار سال قبل اشاره می‌کند و می‌گوید: «تنوع صندوق‌ها، روش‌های سرمایه‌گذاری غیرمستقیم و تعداد نهادهای مالی بالا رفته است. این موضوع می‌تواند به سرمایه‌گذارانی که دانش یا فرصت کافی برای تحلیل مستقیم سهام ندارند، امکان دهد از مسیر حرفه‌ای‌تری وارد بازار شوند.»
او توصیه می‌کند افرادی که پس از یک وقفه و همزمان با توسعه بازار وارد بورس می‌شوند، از مشورت نهادهای دارای مجوز و ابزارهای حرفه‌ای استفاده کنند. زیرا در دوره‌های صعودی، احتمال فاصله گرفتن نرخ بعضی سهام از واقعیت‌های بنیادی نیز وجود دارد.

توهم پولی و افت نرخ واقعی بازار
مصطفی صفاری، کارشناس بازار سرمایه، زاویه دیگری را مطرح می‌کند و می‌گوید: «بخشی از نگاه منفی به لایه فعلی شاخص ناشی از «توهم پولی» است؛ یعنی مقایسه اعداد اسمی امروز با سال‌های گذشته، بدون در نظر گرفتن تورم و افت نرخ پول ملی.»
او معتقد است بالا رفتن عدد شاخص به‌تنهایی نباید نشانه گران بودن بازار تلقی شود. از نگاه صفاری، نرخ واقعی بسیاری از سهام در سال‌های گذشته نزول یافته و بخشی از توسعه اخیر را باید در چارچوب جبران همین عقب‌ماندگی تحلیل کرد. صفاری با این حال تأکید می‌کند که نزول فشارهای سیاسی و تحریمی می‌تواند چشم‌انداز بورس را بهبود دهد؛ زیرا بخش مهمی از کمپانی‌های بورسی، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از ریسک‌های ارزی، محدودیت‌های تجاری و هزینه‌های ناشی از تحریم اثر می‌پذیرند.
 
شاخص اهمیت دارد، ولی سودسازی مهم‌تر است

توسعه اخیر بورس را می‌توان حاصل همزمان عقب‌ماندگی چندساله نرخ سهام، تغییرات ارزی مؤثر بر درآمد کمپانی‌ها، اصلاح بخشی از نرخ‌گذاری‌ها و نزول جذابیت کوتاه‌مدت بازارهای رقیب دانست. با این حال، دوام این مسیر به توسعه واقعی سودآوری کمپانی‌ها، ثبات سیاست‌های ارزی و پولی، وضعیت نرخ بهره، نزول ریسک‌های سیاسی و پرهیز از ورود هیجانی سرمایه‌گذاران وابسته است. شاخص کل امکان دارد رکوردهای تازه‌ای ثبت کند، ولی برای سرمایه‌گذار آنچه اهمیت دارد صرفاً عدد شاخص نیست؛ کیفیت سودسازی کمپانی‌ها، نسبت نرخ سهم به نرخ ذاتی آن، میزان بدهی، چشم‌انداز حوزه و نرخ خرید، متغیرهایی هستند که می‌توانند تفاوت میان یک سرمایه‌گذاری سنجیده و یک تصمیم هیجانی را رقم بزنند.